خرید بک لینک

درباره سایت

 زهر o+

امکانات وب

سلام برتوکه اینقدرخدازدت که نشستی وقت بی ارزشتوگذاشتی واسه خوندن داستانکام بوس روچشمات لپام توحلقم قربون چشابادمیموابروپاچه بزیمودهن کشوییم شممممممممممممم خب به قول معلممون که هیچوقت نفهمیدم یعنی چی که میگفت ساکت حرف بزن دیگه ازخودمچکربودن حدی داره آخرنفهمیدم باخودم چندچندم بگذریم لفطااگه اخشال نداره برای داستنکاجیگرطلام نظربزاربووووووووووسسسسسس برای خودنازنینم اسمم رویاپتپتیه شک نکن درست فهمیدی به مقدارلازم شوتتتتتتتتتم

داستانک شماره 1غیرتکراری92

همه میگن دیوونم ولی به نظر من

برچسب: غیر تکراری, نویسنده: پوراحمد تاريخ: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 1:19

سلام رویاجان مادرت خبرای خوبی داد می گفت دوست داری بامن صحبت کنی-

بله آقای دکتردیگه ازسکوت خسته شدم-

نگاهم به سرکچل دکتربودکه گفت بفرمایید-

به مجسمه های توی مطبش که همه فیزیک آدموبه رخ می کشیدن نگاه کردموبااستفاده ازروش خل نمایی گفتم

دکترمدتیه احساس می کنم دیگه قره قروت دوست ندارم-

چی؟-

برچسب: مجنون, نویسنده: پوراحمد تاريخ: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 1:13

لپام توحلقم بوس واسه خودموخودت بوووسسسسسسس

داستانک شماره2  زهر اُ مثبت

نمی دونم چقدردویدم نمی دونم فریبرزچقدرالتماس کردفقط می دونم وقتی مسئول آژانس سرکوچمون گفت ماشین نمیدیم به دیوونه زدم توشیشه ودررفتم صداهای زیادی میومدهمه ماشینابرام نوکوچه بالایی صف کشیده بودن راننده هازل زده بودن به خرکردن خودم یکیشون که ماتش برده بودگفت وقتی بچه سالاموادفروشن دختراین سنی هم بایدمعتادشه یکی دیگه گفت بابااین کپله معتادنیست سومیش دادزدگرمی پنج هزارمیفروشم فریبرزدادزدفرانک آبجی اینجاتگزاسه برگردوداشت دوچرخشوتندترمیروندتابه گردپام برسه تویه خونه که جلوش یه ماشین بود رفتم وگفتم خانم تراخدابه شوهرت بگوبرسونم خونه

برچسب: o, نویسنده: پوراحمد تاريخ: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 1:08

صفحه بندی